خدمات نوین مدیریت ریسک دپارتمان تخصصی شرکت نسل پیشرو پارس آرامش را به شما هدیه می دهد
مدیریت ریسک کاربرد سیستماتیک سیاستهای مدیریتی، رویهها و فرایندهای مربوط به فعالیتهای تحلیل، ارزیابی و کنترل ریسک میباشد . مدیریت ریسک عبارت از فرایند مستندسازی تصمیمات نهایی اتخاذ شده و شناسایی و بهکارگیری معیارهایی است که میتوان از آنها جهت رساندن ریسک تا سطحی قابل قبول استفاده کرد .
تعاریف :
از طرف موسسه مدیریت پروژه، مدیریت ریسک به عنوان یکی از دوازده سطح اصلی ((کلیات دانش مدیریت پروژه)) معرفی شدهاست. در تعریف این موسسه، مدیریت ریسک پروژه به فازهای شناسایی ریسک، اندازه گیری ریسک، ارائه پاسخ (عکس العمل در مقابل ریسک) و کنترل ریسک تقسیم شدهاست. در این تعریف، مدیریت ریسک پروژه عبارت است از کلیه فرایندهای مرتبط با شناسایی، تحلیل و پاسخگویی به هرگونه عدم اطمینان که شامل حداکثرسازی نتایج رخدادهای مطلوب و به حداقل رساندن نتایج وقایع نامطلوب میباشد .
در منابع مختلف، تعاریف دیگری نیز ارائه شدهاست. بنا بر نظر بوهم، مدیریت ریسک فرایندی شامل دو فاز اصلی است؛ فاز تخمین ریسک (شامل شناسایی، تحلیل و اولویت بندی) و فاز کنترل ریسک (شامل مراحل برنامه ریزی مدیریت ریسک، برنامه ریزی نظارت ریسک و اقدامات اصلاحی) میباشد. بنا به اعتقاد فیرلی مدیریت ریسک دارای هفت فاز است: ۱) شناسایی فاکتورهای ریسک؛ ۲) تخمین احتمال رخداد ریسک و میزان تأثیر آن؛ ۳) ارائه راهکارهایی جهت تعدیل ریسکهای شناسایی شده؛ ۴) نظارت بر فاکتورهای ریسک؛ ۵) ارائه یک طرح احتمالی؛ ۶) مدیریت بحران؛ ۷) احیا سازمان بعد از بحران .
موسسه مهندسی نرمافزار، به عنوان یکی از سازمانهای پیشرو در ارائه روشهای جدید در مدیریت پروژههای نرمافزاری، به مدیریت ریسک پروژه به عنوان فرایندی با ۵ فاز مجزا نگاه میکند (شناسایی، تحلیل، طراحی پاسخ، ردیابی و کنترل) که با یک سری عملیات انتقال ریسک مرتبط است .
![]()
موسسه مدیریت پروژه، در راهنمای خود در مورد کلیات دانش مدیریت پروژه (نسخه سال ۲۰۰۰)، برای فرایند مدیریت ریسک پروژه شش فاز را معرفی کردهاست : ۱ ) برنامه ریزی مدیریت ریسک، ۲) شناسایی، ۳) تحلیل کیفی ریسک، ۴) تحلیل کمّی ریسک، ۵) برنامه ریزی پاسخ ریسک و ۶) نظارت و کنترل ریسک. کلیم و لودین، برای مدیریت ریسک یک فرایند چهار مرحلهای را معرفی کردهاند (شناسایی، تحلیل، کنترل و گزارش) که در موازات چهار قدم معروف دمینگ در مدیریت پروژه (برنامه ریزی، اجرا، بررسی و عمل) قرار میگیرند .
چاپمن و وارد، یک فرایند مدیریت ریسک پروژه کلی را ارائه کردهاند که از نه فاز تشکیل شدهاست: ۱) شناسایی جنبههای کلیدی پروژه؛ 2) تمرکز بر یک رویکرد استراتژیک در مدیریت ریسک؛ ۳) شناسایی زمان بروز ریسک ها؛ ۴) تخمین ریسکها و بررسی روابط میان آنها؛ ۵) تخصیص مالکیت ریسکها و ارائه پاسخ مناسب؛ ۶) تخمین میزان عدم اطمینان؛ ۷) تخمین اهمیت رابطه میان ریسکهای مختلف؛ ۸) طراحی پاسخها و نظارت بر وضعیت ریسک و ۹) کنترل مراحل اجرا .
کرزنر، مدیریت ریسک را به صورت فرایند مقابله با ریسک تعریف کرده و آن را شامل مراحل چهارگانه زیر میداند: ۱) برنامه ریزی ریسک، ۲ ) ارزیابی (شناسایی و تحلیل) ریسک، ۳) توسعه روشهای مقابله با ریسک و ۴ ) نظارت بر وضعیت ریسکها .
مراحل اصلی در پیادهسازی مدیریت ریسک
بسیاری از پروژهها که فرض میشود تحت کنترل هستند، با ریسک به عنوان رخدادی شناختهنشده روبرو گردیده و کوشش میکنند آن را کنترل کنند. اکثر پروژهها چنین رخدادهایی را به خوبی از سر رد میکنند ولی با یک تلاش جامع مدیریت ریسک، رویدادهای ریسک قبل از وقوع، شناسایی و کنترل میگردند و یا برنامهای تهیه میشود که در زمان وقوع این رویدادها با آنها مقابله کند .
با درنظر گرفتن این مفاهیم پایهای، امکان مقابله با ریسک به وجود میآید . لذا ابتدا باید نسبت به شناسایی ریسکهای محتمل پروژه اقدام کرد . این کار با دستهبندی ساختار کارها و با پرسش چند سوال از خود و یا اعضای گروه پروژه، امکانپذیر است. مثلاً : درموقع نیاز به منبعی یا منابعی که در دسترس نیستند چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ اگر کنترلی در مورد مولفهای که بر پروژه اثرگذار است نداشته باشیم چه اتفاقی میافتد ؟ بدترین سناریو چیست ؟ چه چیزی باعث آن میگردد ؟ چه قدر وقوع این اتفاق محتمل است ؟ عواقب آن چیست ؟
ممکن است سوالهای دیگری نیز به ذهن شما خطور کند که البته این سوالها سرآغاز خوبی است که شما را در مسیر درست هدایت کند . هرچیزی که به مغز شما خطور میکند فهرست کنید، سپس در مرحله بعد تعیین کنید که آیا نیاز به مقابله و پیشگیری ریسک است و یا بایستی تا زمان وقوع آن صبر کرد . اگر ریسکها را مشخص کنید و تصمیم بگیرید که هیچ عملی نباید انجام گیرد باز بهتر از آن است که آنها را شناسایی نکرده باشید . پس از این مرحله تمام ریسکهای شناسایی شده را کمی کنید؛ ابتدا ریسکها را دستهبندی و سپس احتمال وقوع هر ریسک را تعیین کنید . برای تخصیص مقادیر احتمالی به ریسکها از مقادیر پیشنهادی زیر میتوانید استفاده کنید :
قریب الوقوع بزرگتر از ۸۵٪ ![]()
بالا = ۸۵٪
محتـــــمل = ۶۰٪
متوسط = ۵۰٪
ممــــــکن = ۴۰٪
پایین = ۱۵٪
غیرمحتـمل = ۱۵٪
اکنون احتمال وقوع هر ریسک قابل محاسبهاست . راه دیگر، نسبت دادن درصد وزنی به هریک از ریسکهاست . مشکل اصلی این روش آن است که همواره دادههای تجربی به اندازه کافی در دسترس نیستند تا این کار به دقت انجام گیرد . در این روش معمولاً افراد باتجربهای مبادرت به این کار میکنند که تجارب جامعی از انواع رویدادها در پروژههای مختلف کسب کردهاند؛ مجموع درصدهای تخصیصی به رویدادها بایستی صد باشد .
در مرحله بعد به هر ریسک، یک مقدار نسبت دهید . این مقدار میتواند در صورت نیاز برحسب هزینه و یا زمان باشد؛ به عنوان مثال اگر هدف تعیین زمان اتمام پروژهاست، هر ایدهای در مورد مدت زمان فعالیتها میتواند یک سناریوی ریسک محسوب شود . در این مرحله میتوان مقدار حقیقی ریسک را با محاسبه حاصلضرب مقادیر تخصیص داده شده به ریسک و احتمال وقوع آن به دست آورد و با توجه به نتایج حاصل میتوان نسبت به انجام عملی یا به تعویق انداختن آن تصمیمگیری نمود . بعد از انجام مراحل مدیریت ریسک، میتوانید فرایندهای نگهداری مجموعه ریسک را آغاز کنید . برای این کار بازنگری دورهای ریسک را آغاز کنید که مبتنی بر پیچیدگی و مدت پروژه و وقوع تغییرات پروژهاست .
آغاز اجرای این کار ممکن است بیهوده و هزینهزا به نظر آید اما چنانچه یکبار این کار را انجام دهید و ریسکها را شناسایی و به صورت کمی آنها را کنترل کنید در آن صورت به ارزش مدیریت ریسک پی خواهید برد . بنابراین در مرحله نخست اقدام به شناسایی ریسکهای پروژه در بالاترین سطح WBS کنید و از اینکه راه به سطوح پایینتر مییابید نگران نباشید . بعد از چند بار انجام این کار، مساله خیلی واضحتر خواهد شد .
ما در دنیای مخاطرات ریسک زندگی میکنیم . باید ریسکها را تحلیل کنیم؛ اگر با آنها برخورد داریم باید آنها را شناسایی و در مجموع تمام ریسکها و عواید آنها را باید ارزیابی کنیم . منافع حاصل از مدیریت ریسک ممکن است تا غلبه پروژه بر آن ملموس نباشد اما به خاطر داشته باشید که کسی که از برنامهریزی اجتناب کند به طور حتم برنامه شکست پروژه خود را طرحریزی نمودهاست .
مدیریت ریسک پروژه :
مدیریت ریسک فرایند نظام یافته ی شناسایی، تحلیل و واکنش به ریسک پروژه می باشد . این مدیریت متضمن بیشینه نمودن احتمال و پیامدهای رویدادهای مثبت و کمینه نمودن احتمال و پیامدهای رویدادهای نامطلوب در راستای اهداف پروژه است .
ريسك در پروژه مجموعه رويدادها يا وضعيتهاي ممكن الوقوع است كه ابتداي امر نامعلوم بوده و در صورت وقوع بصورت پيامدهاي منفي يا مثبت بر اهداف پروژه موثر مي باشند.
هريك از اين رويدادها و وضعيتها داراي علل مشخص و نتايج و پيامدهاي قابل تشخيص هستند.
پيامدهاي اين رويدادها مستقيما در زمان، هزينه و كيفيت مصوب پروژه موثر مي باشند.
ريسك هاي معلوم و شناسايي شده پس از تجزيه و تحليل و ريشه يابي قابل برنامه ريزي و هدايت مي باشند.
ريسك هاي نامعلوم مانده و شناسايي نشده مديريت پذير نمي باشند.
درك سازمان هاي اجرايي از ريسك پروژه به اندازه اثرات پيش بيني شده آنها در تحقق اهداف پروژه است.
مديريت ريسك فرآيند سيستماتيك در شناسايي، تجزيه و تحليل و ريشه يابي ونحوه واكنش به ريسك پروژه و بمنظور بيشينه نمودن نتايج وقايع مثبت و كمينه نمودن احتمال وقوع يا اثر پيامدهاي ناگوار بر اهداف پروژه است
موفقيت مجريان مستلزم استقرار مديريت ريسك در كليه اركان پروژه از ابتدا تا انتهاي اجراي كار است.
مديريت ريسك بدون اطلاعات كافي، مناسب و بموقع از ريسك ها و مشخصه اي آنها به هيچ وجه كارآمد نيست.
مدیریت ریسک پروژه ها شامل قسمت های زیر است : ![]()
1-برنامه ریزی مدیریت ریسک:
تصمیم گیری در مورد نحوه ی نگرش و برنامه ریزی فعالیت های مدیریت ریسک یک پروژه .
2- شناسایی ریسک
تعیین ریسک هایی که ممکن است بر پروژه اثر بگذارند و مستندسازی ویژگی های آنها .
3- تحلیل کیفی ریسک
انجام یک تحلیل کیفی از ریسک هاو وضعیت ها به منظور اولویت بندی اثرهای آنها بر اهداف پروژه .
4- تحلیل کمی ریسک
اندازه گیری احتمال وپیامدهای ریسک ها و برآورد آثار آنها براهداف پروژه .
5- برنامه ریزی واکنش به ریسک تهیه ی رویه ها و تکنیک هایی جهت افزایش فرصت ها و کاهش تهدیدها بر اهداف پروژه .
6-کنترل و نظارت ریسک
نظارت بر ریسک های باقیمانده، شناسایی ریسک های جدید، اجرای برنامه های کاهش ریسک و
ارزیابی اثربخشی آنها در سراسر چرخه ی حیات پروژه .
اولین کار برای مدیریت ریسک در پروژه شناسایی و دسته بندی ریسک هاست .
دسته بندی ریسک ها به ترتیب اولویت :
1-فنی ، کیفی و عملکردی
هرگونه ایراد در طراحی یا بی دقتی که رد می شود و یا ضعف طراحی که باعث ضعف ساخت وساز می شود که در حین راه اندازی مشکل ایجاد می کند که با آموزش این ریسک می تواند برطرف ویا کاهش یابد .
2-ریسک مدیریت پروژه
شکل طبیعی پروژه از بین رود و .. که توسطمدیر پروژه اعمال می شود .
3- ریسک درون سازمانی
اگر ساختار یا نظام اجرایی یک سازمان از درون عوض شود وهمه ی برنامه ها عوض می شود ویا اینکه اولویت شرکت در انجام پروژه تغییر کند و یا اینکه بودجه ی یک پروژه صرف کار دیگری شود .
4- ریسک برون سازمانی
همانند تغییر قوانین گمرکی ، شرایط جوی ، جنگ ، تحریم ، تغییر مالیات ، تغییر تعرفه ، تغییر قوانین بیمه و واردات و..
که با وجود سرمایه گذاری و ثبات اقتصادی این ریسک اثرش کمتر می شود .



مشاوره عمومی